تبلیغات
غدیـــــر تالش - شبهای روشن
 
غدیـــــر تالش
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : جوانان فاطمی تالش
نظرسنجی
بیننده گرامیپایگاه (غدیر تالش) را چطور ارزیابی می کنید؟






بخشش و سخاوت

- خصلت سخاوت و بخشش، علاوه بر آنكه در حد ذات خود از خصال و اخلاق كریمه است و موجب بهره‏مندى مردم بینوا مى‏شود، اصولاً این خلق و خو، فواید و آثار اجتماعى فراوان و ملموسى دارد؛ زیرا شخص كریم و سخاوتمند، محبوب و مورد علاقه مردم است و محبت بطور كلى در هر جامعه‏اى، مبدء تفاهمها و الفتها مى‏شود، بلكه چه بسیار كه محبت و دوستى، نردبان پیشرفت و رسیدن شخص سخاوتمند و بخششگر به ریاست و زعامت مى‏گردد؛ یعنى انسان سخى و دست و دلباز از آنچنان محبوبیتى برخوردار مى‏شود كه مردم به سخنان او كاملاً توجه مى‏كنند و از دستورات و فرمانهایش اطاعت مى‏نمایند و همین امر - یعنى ریاست و زعامت شخص صالح و نیكوكار و بخششگر دست و دلباز - مبدء بسیارى از خیرات و بركات براى جامعه مى‏شود.


امام صادق (ع) به مُعلّى مى‏فرمود: با صله و بخشش، علاقه و محبت مردم را به سوى خود جلب كن؛ زیرا خداوند عطا و بخشش را رمز مهر و محبت و تنگ نظرى و بخل را كلید عداوت و دشمنى قرار داده است. به خدا سوگند! اینكه شما چیزى از من بخواهید و من آن را به شما بدهم، نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است كه چیزى از من نخواهید و من هم چیزى به شما ندهم و در نهایت، نسبت به من احساس كینه و دشمنى كنید.1
 

 

امام هدیه ‏ها و بخششهاى زیاد و كلان به مردم مى‏داد، بطوریكه شخص بینوا پس از دریافت صله و عطاى امام احساس نیاز و تنگدستى نمى‏كرد . اینك فرازهائى از آن را یاد مى‏آوریم.

روزى امام یكجا مبلغ چهارصد درهم به بینوائى داد و او آن مبلغ راگرفت و سپاس گویان رفت. امام به خدمتكارش فرمود كه آن بینوا را دوباره پیش امام بیاورد.
مرد بینوا عرضه داشت: اى سرور من! از شما كمك خواستم، شما هم كه دادید. دوباره مرا براى چه خواستید؟
امام: رسول خدا فرمود: «بهترین صدقه، احسان، صله و بخشش آن است كه طرف را بى نیاز كند»، و ما آنقدر ندادیم كه تو كاملاً غنى و بى‏نیاز گردى. بیا، این نگین انگشترى را هم بگیر و دقت كن كه براى آن ده هزار درهم قیمت گذاشته شده است؛ اگر روزى نیاز پیدا كردى آن را به همین قیمت بفروش.2

به گمان من امام صادق (ع) براى اینكه آن مرد، مرحمتى امام را سپاس گفت و شكر گزارى نمود لذا دوباره صله دیگر به او داد؛ زیرا زبان شكر و سپاس از انگیزه‏هاى افزایش نعمت است: «لئن شكرتم لا زیدنكم...» 3

در موردى دیگر، امام به سائلى كه ابتدائاً فقط سه حبه انگور داده بود، بعد به وى دو مشت پر و سپس بیست درهم و در آخر یك پیراهن افزون داد. چون او با دریافت اولین صله و احسان، حمد خدا را بجاى آورده و قانع شده بود، امام هم آنقدر به او صله داد كه او از ستایش و دعا براى امام خسته شد و باز ایستاد. 4

روزى مردى به نام اشجع سلمى به حضور امام شرفیاب شد و دید امام بیمار است و در رختخواب آرمیده. اشجع در كنار امام نشست و از علت بیمارى سؤال كرد. امام به او گفت: از علت بیمارى من درگذر! بگو ببینم براى چه كار و مقصدى آمده‏اى؟
اشجع ضمن دو بیت شعر چنین گفت: خداوند لباس عافیت بر تن شما بپوشاند و چه در خواب و چه در بیدارى شما را سالم و تندرست بدارد. خداوند رنجورى را از شما دور كند، آنگونه كه خوارى و ذلت سؤال را از شما دور فرموده است .
امام به خدمتكار خانه فرمود: ببین چقدر پول داریم؟
خدمتكار گفت: چهار صد درهم .
امام فرمود: همه آن را به اشجع بده. 5

مفضل بن قیس بن رمانه كه یكى از شاگردان امام و یاران نیك او بود، نزد امام آمد و از گرفتارى و نادرى، زبان به شكوه گشود و از او التماس دعا كرد. امام به كنیز گفت: كیسه‏اى را كه ابوجعفر براى ما فرستاده است، بیاور!
او كیسه را آورد و امام خطاب به مفضل فرمود: توى این كیسه چهارهزار دینار است ؛ هر چه مى‏خواهى از آن بردار!
مفضل:نه، به خدا سوگند! قربات گردم، فقط خواستم دعا بفرمائید.
امام: دعا هم خواهم كرد. فقط «سعى كن» همه گرفتاریت را به مردم نگوئى كه در نظر آنان بى مقدار مى‏شوى. 6

اینها شمه‏اى از صله‏ها و احسانهاى بزرگى كه فقط مثالى مى‏تواند باشد براى آن خصال والاى امام و ما درصدد آن نیستیم كه همه بزرگواریهاى آن حضرت را مطرح سازیم.

بخششهاى پنهانى امام صادق (ع)


عطا و بخشش هر چند از سوى پدر و یا مهربانتر از او مثل امام، صورت بگیرد، چه بسا براى شخص احساس شونده و پذیرنده، موجب سرشكستگى و ذلت و خوارى مى‏شود؛ زیرا به هر حال، عطا و بخشش نشانگر آن است كه عطا كننده فضیلت دارد و گیرنده نیازمند و محتاج است و نیاز و احتیاج در حد ذات خود كمبود و نقصان مى‏باشد و از نظر روحى موجب شكست و خفت مى‏شود.

از سوى دیگر، گاهى شخص احسانگر و بخشنده در وجود خود احساس نشاط و شادى و برترى مى‏كند. بعلاوه برخى از عطا و بخشش كنندگان مى‏خواهند بدان وسیله یاد شوند و به مردم فخر بفروشند و ریا و تظاهر نمایند؛ چیزهائى كه روحهاى بزرگ و پاك از آنگونه آثار دورى مى‏جویند. پس به همین جهت وجهات دیگر است كه صاحبان اخلاق فاضله، عادت داشتند كه صله و احسان خود را پنهانى و در خفا انجام دهند.

شما اگر سیره امامان معصوم علیهم السلام را مطالعه كنید، خواهید دید كه آنان منتظر فرا رسیدن ظلمت شب بوده‏اند تا آن را پوششى قرار دهند براى بخششها، احسانها و عطایاى خویش. و این همه اصرار بر پنهانى و سرى انجام دادن احسان از سوى آنان بدان سبب بوده است كه آنان نمى‏خواستند آثار ذلت و خوارى نیاز را در چهره نیازمندان ببینند و كرنش حاجتمند را در برابر شخص دارا و عطا كننده مشاهده كنند، وگرنه مقام آن بزرگواران ارجمندتر از آن بوده است كه از آشكار كردن احسان وصله خود بیمناك شوند كه مبادا دچار لغزشهاى اخلاقى گردند.

امام صادق (ع) با فرا رسیدن شب، خورجینى را كه پر ازنان و گوشت و پول (دراهم) بود، بر دوش خویش مى‏انداخت و به سوى خانه‏هاى نیازمندان و محتاجان اهل مدینه راه مى‏افتاد و همه آن نان و گوشت و پول را میان آنان قسمت مى‏فرمود و آنان امام را نمى‏شناختند و نمى‏فهمیدند كه چه كسى در این شب تاریك برایشان آذوقه آورده است، تا اینكه امام رحلت فرمود و آن صله‏ها و احسانها قطع گردید. در این موقع پى بردند كه همه آنها از ابى عبدالله (ع) بوده است .
این سیره را پدران و نیاكان امام صادق (ع) نیز داشتند. آنان به همین روش مى‏زیستند، چنانكه فرزندان گرامى امام نیز پس از او به همان سیره و روش او زندگى كردند و راه او را ادامه دادند.

امام نه تنها با مردم مدینه اینگونه رفتار مى‏كرد، بلكه با بنى‏هاشم بطور كلى چنین مى‏نمود. آرى، امام بطور مرتب به بین هاشم احسان وصله مى‏كرد و مى‏كوشید كه آنان ندانند این صله و احسان از سوى كیست. آن حضرت كیسه‏هاى پول (دینار) براى بنى هاشم مى‏فرستاد و به شخص برنده مى‏گفت: به آنان بگو كه این پول از عراق براى شما فرستاده شده است. و وقتى كه آن شخص پیش امام بر مى‏گشت، مى‏پرسید: چه مى‏گفتند؟ جواب مى‏شنید كه مى‏گفتند: خدا به تو پاداش نیكو دهد كه به خویشاوندان رسول خدا احسان كردى و خداوند میان ما و جعفر (ع) نیز حكم و داور باشد.
امام پس از شنیدن این سخن به سجده مى‏افتاد و عرض مى‏كرد: خدایا! گردن مرا براى خدمت به فرزندان پدرم رام گردان.7

یك روز امام صادق (ع) كیسه پولى را به ابوجعفر خثعمى كه یكى از شاگردان و اصحاب مورد وثوق او بود، داد و دستور فرمود كه آن را به یكى از بنى هاشم بدهد و تأكید كرد كه این صله، پنهانى صورت گیرد و او نداند كه از طرف امام است .
هنگامى كه ابو جعفر كیسه پول را به آن مرد هاشمى داد، او دست به دعا بلند كرد و گفت: خداوندا! به این مرد احسان كننده پاداش خیر بده كه گاه گاهى پولى براى ما مى‏فرستد و ما بدین وسیله زندگیمان را سروسامان مى‏دهیم؛ اما جعفر (ع) با وجود آن همه ثروت و دارائى كه دارد چیزى براى ما نمى‏فرستد. 8

امام صادق (ع) صله‏ها و عطاها و احسانهایش را حتى از كسانى كه با او قطع ارتباط كرده بودند، نمى‏برید. حتى در ساعت و لحظه وفات نیز به فكر خویشاوندانش بود و موقعى كه دستور داد براى همه آنان چیزى فرستاده شود، فرمود به حسن بن على افطس 9نیز هفتاد دینار بدهند.
به امام عرض شد، آیا به مردى كه با دشنه به شما حمله كرده و مى‏خواسته است شما را بكشد، پول مى‏دهید؟!
در پاسخ فرمود: مگر قرآن نمى‏خوانید كه مى‏گوید:

و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب.10
و كسانى كه پیوند برقرار مى‏كنند آنجا كه خداوند فرمان پیوند و ارتباط داده و از پروردگارشان مى‏ترسند و از حسابرسى بد بیمنا كند.

و در ادامه سخنش فرمود: خداوند بهشت را آفریده و آن را پاكیزه و معطر ساخته است و بوى عطرآگین آن از مسافت دو هزار ساله به مشام مى‏رسد، اما عاق والدین و قطع كننده بارحم و خویشاوند نزدیك، بوى آن را احساس نمى‏كند.
این بود شمه‏اى از احسانها و صله‏هاى پنهانى امام كه نشانگر مهر و محبت عواطف انسانى آن حضرت تواند باشد.

 

پى نوشتها:

1- همان كتاب، مجلس 11.
2-
بحار الانوار، ج 47، ص 61.
3-
ابراهیم /7.
4-
بحارالانوار، ج 47،ص 43

نوع مطلب :
برچسب ها : بخشش، امام صادق(علیه السلام)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی